محمد تقي جعفري
279
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تمدّن بر مبناى قدرت موقّت است ، زيرا قدرت چنان كه براى هيچ فردى مطلق و ابدى نيست همچنان براى هيچ گروه و جامعه اى هم نمىتواند مطلق و ابدى بوده باشد ، اين گونه تمدّن نه از آگاهى برخوردار است كه آگاهى را ترويج كند و نه اختيارى براى آن مطرح است كه طعم آزادى و استقلال شخصيّت را به مردمش بچشاند و نه معنائى براى رحمت و محبّت و لطف و ديگر مختصّات روح انسانى مىفهمد كه اجراى آن را به پيشتازان در بارهء مردم جامعه توصيه نمايد و همهء مردم را نسبت به يكديگر از اين گونه صفات عاليهء انسانى برخوردار بسازد . بدينجهت است كه اين تمدّن سرتاسر تاريخ را بجاى بروز و اعتلاى مختصّات عالى انسانى كه علائم تكامل است ، بروز قدرتهاى ناآگاه و جبرى مىبيند كه بوسيلهء نابود ساختن ضعفاء شدّت و اوج مىگيرد [ نه اين كه به اعتلا برسد ، زيرا اعتلاء كلمه ايست كه باردار ارزش عظمت است ] سپس بوسيلهء عوامل درونى خود تدريجاً رو به ضعف و نابودى مىرود و يا با دست عوامل ديگر كه قوىتر از آن قدرت است راه سقوط و نابودى را پيش مىگيرد . در جريان اين طومار پيچيدنها ، نقاطى از آشيانهء زيبا را كه زمين ناميده مىشود تخريب مىنمايد و موادّ با ارزش و حياتى آن را مستهلك مىسازند و آن گاه نام چنين جريان را تمدّن تكاملى مىگذارند 15 - برخوردارى از نيروها و پرهيز از هر امرى كه موجب شكست و سستى قوا بوده باشد ، بطورى كه عضلات و انديشهها و قدرتهاى مردم جامعه پشتيبان يكديگر بوده باشند . مجموع اين عوامل و نيروهاى تشكَّل يافته در چهار مورد به كار خواهند افتاد . مورد يكم - برداشتن عوامل و نيروهاى مزاحم از مسير حركت ، خواه اين عوامل و نيروهاى مزاحم ، از همنوعان كه خود را انسان مىنامند بوده باشند ( عشّاق وفادار تنازع در بقاء ) و خواه از طبيعت كه با اشكالى گوناگون مىتواند سدّ راه انسانها بوده باشد .